زندگی هشیارانه

نوجوانی و جوانی دوران تکوین هویت و ساخت شخصیت انسانی است و از همینرو برای دستیابی به شخصیت سالم و پیدایش انسان طراز اسلام ناب در سنین بعدی، باید در این دوران خصوصیاتی در شخص تقویت و نهادینه شود. امّا سؤال مهم این است که مهمترین ویژگیای که باید در نوجوان و جوان نهادینه شود چیست؟

بررسیها نشان میدهد که بنیادیترین و پایهایترین خصوصیتی که باید در نوجوان و جوان تقویت شود، هشیاری و خودمراقبتی است که در ادبیات دینی از آن به «تقوا» تعبیر شده است. این ویژگی اگر در مخاطب نهادینه شود، خصوصیات مثبت دیگر نیز پشت سر آن میآید و در مقابل اگر نوجوان و جوان ناهشیار و بیمبالات نسبت به خود بار بیاید پرورش وی با بنبست جدی مواجه خواهد شد. لذا قرآن کریم روی تحقق تقوا در مخاطب خود تأکید ویژهای دارد بهطوریکه دائماً انسانها را به آن فراخوانده و بیش از دویست بار به آن اشاره کرده است. بالاتر اینکه قرآن هر چند برای هدایت همهی انسانها نازل شده امّا صراحتاً اعلام کرده تنها برای کسانی مفید فایده است که دارای چنین خصوصیتی باشند.

در روایات معصومین نیز توصیه به خودمراقبتی و خودپایی بسیار زیاد است امّا به عنوان اشاره کافی است به این فراز زیارت جامعهی کبیره توجّه نمایید که در آن آمده است: سفارش شما [اهل بیت] تقوی بوده است؛ «وَصيّتُكُمُ التّقوَی‏»

اندیشمندان مسلمان نیز در باب اهمیت این موضوع و نقش پایهای و کلیدی آن بسیار بحث کردند. آیت الله شهید مطهری حقیقت تقوا را خودنگهداری عنوان کرده و آن را لازمهی خروج از زندگی حیوانی و رسیدن به انسانیت میدانند که اختصاص به متدیّنین ندارد. حضرت آیت الله خامنهای نیز بارها در جلسات با مسئولین آموزش و پرورش اوّلین هدف تربیتی در این وزارتخانه را پرورش انسانهای «با تقوا» ذکر کرده و ضمن اینکه در دیدار با گروهی از جوانان تصریح میکنند، اولویتدارترین هدفی که در این سنین باید دنبال کرد تقوا است :«گاهی با خود فکر میکنم جوان که در بهترین اوقات عمر خود بهسر میبرد، اگر بخواهد سرمایهای را به دست آورد که موفّقیتهای دنیایی و آخرتی او را تضمین کند، دنبال چه چیزی باید باشد؟ سؤال مهمّی است. اوّلاً مورد نظر، موفّقیتهای دنیایی و اخروی است؛ جسم و جان، فکر و دل؛ ثانیاً این سؤال، مخصوص به یک دسته از جوانان هم نیست. پاسخی هم که به ذهن من میرسد، باز مخصوص یک دسته از جوانان نیست؛ یعنی اینطور نیست که فرض کنیم این پاسخ، مخصوص جوانان کاملاً متدین و متعبّد است؛ نه؛ حتّی اگر جوانی را فرض کنیم که از لحاظ تعبّد و تدین، در رتبهی خیلی بالایی هم نباشد، باز این پاسخ دربارهی او صدق میکند؛ حتّی اگر فرض کنیم جوانی را که در برخی عقاید خود مشکلی هم داشته باشد، باز این پاسخ دربارهی او صدق میکند. جوابی که من به آن رسیدهام، این یک کلمه است: «تقوا»! اگر جوان، در دورهی جوانی سعی کند تقوا داشته باشد -با همان تعریفی که در فرهنگ دینی و قرآنی از تقوا شده است- بزرگترین سرمایه را، هم برای درس، هم برای فعّالیتهای سازندگی، هم برای عزّت دنیوی، هم برای بهدست آوردن دستآوردهای مادّی و هم برای معنویت -اگر اهل معنویت است- به دست آورده است. حتّی برای آن آفاق بسیار دور و درخشان معنویت هم که معمولاً آدمهای متوسط، قدری از آن آفاق، دور هستند -آفاق عرفانی و معنوی و همان چیزهایی که در کلمات عرفا و بزرگان و اهل عشق معنوی هم به آنها اشاره شده است- تقوا سرمایه است.». همچنین ایشان در بیان دیگری که نام کتاب نیز از همان بیان معظّمله گرفته شده میفرمایند: «اسم این حالت هشیاری و توجه و تنبّه در انسان تقواست، که در فارسی به پرهیزگاری ترجمه شده… اگر ملتی یا فردی دارای تقوا بود، تمام خیرات دنیا و آخرت برای او جلب خواهد شد. فایدهی تقوا، فقط برای کسب رضای پروردگار و نیل به بهشت الهی در قیامت نیست؛ فایده تقوا را انسان باتقوا در دنیا هم میبیند… تقوا، کلید خوشبختی دنیوی و اخروی است. بشریت گمراه که از انواع سختیها و رنجهای شخصی و اجتماعی مینالد، چوب بیتقوایی و غفلت و بیتوجهی و غرقشدن در منجلابی که شهواتش برای او فراهم کرده است، میخورد…

تقوا، وصیت اول و آخر پیامبران است. در سورههای مختلف قرآن میخوانید، اولین سخنی که انبیای الهی به مردم گفتهاند، توصیه به تقوا بوده است. اگر تقوا باشد، هدایت الهی هم هست؛ و اگر تقوا نباشد، هدایت الهی هم به صورت کامل نصیب فرد و جامعه نمیشود… تقوا موجب میشود که خدای متعال نوری را در قلب و زندگی و راه شما قرار بدهد، تا بتوانید در پرتو آن نور حرکت کنید و راه زندگی را پیدا نمایید. بشر نمیتواند با سردرگمی حرکت کند. بدون شناختن مقصد و هدف، حرکت انسانی میسور نیست. این نوری که میتواند هدف و سرمنزل و راه را به ما نشان بدهد، ناشی از تقوا و پرهیزگاری است. توصیه همهی انبیا و اولیا به تقواست.»

امّا برای تقویت هشیاری و خودمراقبتی در نوجوانان و جوانان چه اقداماتی میتوان انجام داد؟ پاسخ این است که حتماً یکی از بهترین کارها، گفتگو با مخاطبین در این زمینه است، همان روشی که انبیا و کتب آسمانی از آن استفاده کردند. آگاهیبخشی و انذار و تبشیر برای تقویت این ویژگی، موجب میشود آنها خود برای نهادینهسازیِ هشیاری و خودمراقبتی در شخصیتشان قیام کنند.

بر همین مبنا، در این کتاب یک گفتگوی شانزده بخشی در چهار فصل تدارک دیده شده است. در فصل اوّل کتاب، مخاطبین مقداری با ضرورت خودمراقبتی و تأثیر آن بر سرنوشت انسانها آشنا میشوند. فصل دوّم مختصراً به موضوع مهم مراقبت از بینشها پرداخته شده است.  در فصل سوّم در مورد مراقبت از گرایشات و عواطف بحث شده و به مصادیق مهم و مبتلابهی در این زمینه که معمولاً نوجوانان و جوانان درگیر آن هستند اشاره میشود. فصل چهارم نیز به مراقبت از رفتارها اختصاص پیدا کرده است.

مخاطب اصلی این گفتگوها افراد پانزده سال به بالا هستند و سعی شده بحثها به صورت گفتگومحور پیش برود. لذا در اثناء هر قسمت سؤالاتی ولو ساده مطرح شده تا مخاطب کاملاً شنونده نباشد و در مورد مسائل اظهار نظر کند. بنابراین چنانچه کسی کتاب را به تنهایی مطالعه میکند لازم است وقتی به سؤالات میرسد اندکی تأمل کرده و سعی کند خودش به آنها جواب دهد و سپس پاسخ کتاب را مطالعه نماید و چنانچه مربّی یا معلّمی کتاب را تدریس میکند مناسب است که سؤالات را در اثنای بحث برای مخاطبین مطرح کرده و از آنها بخواهد به آنها جواب دهند و سپس بحث را پیش ببرد.

البته این شانزده بخش قابلیت ارائه به عنوان سخنرانی را نیز دارد و نگارنده خود این شانزده بخش را در منبر هیئتهای هفتگی یکی از شعبات کانون دانش پژوهان نخبه ارائه کرده و بازخوردهای خوبی دریافت نموده است.

در پایان باید متذکّر شد که مناسب نیست این کتاب بدون وقفه مانند کتب رمان و داستان مورد مطالعه قرار گیرد بلکه لازم است به مرور زمان -هفتهای یک یا دو بخش آن- مورد مطالعه یا تدریس واقع شود تا مطالب در ذهن مخاطب بیشتر بنشیند و فرصتی برای عمل کردن به آنها در حین مطالعهی کتاب وجود داشته باشد.

لینک کوتاه مطلب : https://ofoghandisha.com/?p=88693

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب