چکیده: در فقه شیعه، در بادی امر، دلیل عقل در طول کتاب و سنت قرار داشت و نقش آن منحصر به فهم نصوص بود که با تلاش های علمی برخی بزرگان همچون میرزای قمی جایگاه عقل ارتقاء یافت و عقل به عنوان منبعی مستقل برای استنباط احکام شرع شناخته شد.
علیرغم این تحول، عقل همچنان از جایگاه واقعی خود در شناخت مقاصد شریعت و به تبع آن استنباط احکام شرع، به دور است بهطوری که سهم آن صرفاً در قلمرو شناسایی امور کلی همچون ادراک حسن عدل و قبح ظلم به رسمیت شناخته شده است.
مقاله حاضر با تتبع پیرامون این موضوع با روشی تحلیلی – توصیفی به کمک منابع مکتوب، بر آن است که به جز نقش غیراستقلالی، صلاحیت مستقل عقل را در شناخت مقاصد شرع (با تأکید بر عدالت) و استنباط احکام آن از طریق معرفی ظرفیتهایی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته مورد بررسی قرار دهد. مقصود از عقل در این نوشتار، «شناختهای فطری، ادراکات عقل نظری و نتایج مبتنی بر علوم تجربی» است.
//
چکیده: در فقه شیعه، در بادی امر، دلیل عقل در طول کتاب و سنت قرار داشت و نقش آن منحصر به فهم نصوص بود که با تلاش های علمی برخی بزرگان همچون میرزای قمی جایگاه عقل ارتقاء یافت و عقل به عنوان منبعی مستقل برای استنباط احکام شرع شناخته شد.
علیرغم این تحول، عقل همچنان از جایگاه واقعی خود در شناخت مقاصد شریعت و به تبع آن استنباط احکام شرع، به دور است بهطوری که سهم آن صرفاً در قلمرو شناسایی امور کلی همچون ادراک حسن عدل و قبح ظلم به رسمیت شناخته شده است.
مقاله حاضر با تتبع پیرامون این موضوع با روشی تحلیلی – توصیفی به کمک منابع مکتوب، بر آن است که به جز نقش غیراستقلالی، صلاحیت مستقل عقل را در شناخت مقاصد شرع (با تأکید بر عدالت) و استنباط احکام آن از طریق معرفی ظرفیتهایی که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته مورد بررسی قرار دهد. مقصود از عقل در این نوشتار، «شناختهای فطری، ادراکات عقل نظری و نتایج مبتنی بر علوم تجربی» است.
















