چکیده : امام به دلیل داشتن نقش مهم هادی و راهنمای جامعه، باید دارای برترین نوع صفات نسبت به سایر اقشار جامعه باشد و علم امام یکی از این صفات مهم است. منبع دریافت، اندازه، کمیت و میزان اهمیت علم امام؛ از سوالاتی است که برای آن مطرح است و اندیشه های اسلامی به تناسب میزان اهمیت و جایگاه امام در هندسه ذهنی تفکر خود؛ به علم امام اهمیت میدهند. در حال حاضر، نظام اعتقادی اشاعره، مهم ترین الگوی فکری و اعتقادی اهل سنت است که بر پایه نقل بنیان نهاده شده و مهمترین منبع آن قرآن کریم است. در این نظام فکری، امام دارای جایگاه «خلیفه رسول الله در جهت حراست و نگهبانی از امور دینی و مسائل سیاسی جامعه» است و دارای ریاست و خلافت بر«عموم مردم» است که شامل «تمام امور دینی و دنیوی جامعه اسلامی» میشود. علم امام در این اندیشه به اندازه یک «مجتهد» دارای فتوا و توانمند در دفاع از شبهات وارده بر دین است و یا به اندازه یک «قاضی» که بتواند مفاسد را درک کرده و مصالح جامعه را تشخیص دهد و در کمترین حد، به اندازه کسی است که «عاقل باشد و دچار زوال عقلی دائم نباشد». اما وقتی به قرآن که مهمترین منبع نقلی مسلمانان خصوصا اشاعره است؛ مراجعه میکنیم، جایگاه علمی والایی برای اوصیا و خلفای پیامبران،نزد او میبینیم که آن را در اندازه «کمال عقلی»، «داشتن تمام معارفی که بشر برای هدایت به آن نیاز دارد» و «علم به امور پنهانی» و «علم به باطن افراد» میداند. این مقاله در دو بخش به واکاوی نظریه علم امام از دیدگاه اشاعره و نقد و بررسی آن از دیدگاه قرآن میپردازد تا به حقیقت این امر برسد.
















